
جان وینترز
ترجمه پیمان پوررجب
نمیدانم چگونه و در چه حالی مشغول خواندن این نوشتهها در وب سایت هستید اما این را می دانم که دنبال چیزی میگردید!
شاید پشت به دیوار نشستهاید و تصمیم گرفتهاید جمله " چگونه زندگی خود را تغییر دهیم " را در گوگل جستوجو کنید.
شاید گیر کردهاید، یا شاید سعی کردهاید زندگیتان را تغییر بدهید، اما اوضاع سختتر شده، بنابراین دست از تغییر کشیدهاید.
شاید در بلاتکلیفی گیر کردهاید، خوب هستید، اما به نظر نمیرسد به پیشرفتی که به دنبالش هستید رسیده باشید.
واقعیت تغییر زندگی این است که گفتن آن آسانتر از انجام دادنش است. آیا امکان تغییر زندگیتان وجود دارد؟ بله، این امکان وجود دارد که خودسازی را با آغوش باز بپذیرید و زندگی خود را کاملاً متحول سازید.
با این حال، اغلب مردم نمیتوانند زندگی خود را به شیوهای معنادار تغییر دهند. اما چرا شکست میخورند؟ از همه مهمتر، چگونه میتوانیم از شکست جلوگیری کنیم و به زندگی مورد نظر خود برسیم؟
امروز به این سؤالات پاسخ خواهم داد. بیایید نگاهی بیندازیم به اینکه چگونه میتوانید از امروز شروع به تغییر زندگی خود کنید:
1. دست از "دست و پازدن بیخودی" بردارید
دو تعریف از دست پازدن بیخودی میتوان بیان کرد:
" شخصی که بدون کسب مهارت یا موقعیت حرفهای به دنبال کار است"
"کسی که عمیقاً درگیر یا نگران چیزی نیست"
برای یک دقیقه تصور کنید که بازی زندگی همانند یک رودخانه است. رودخانهای بسیار سرد که برای انجام بازی زندگی لازم است وارد آب شده و شنا کنید.
اما وقتی اکثر مردم میخواهند زندگی خود را تغییر دهند چه میکنند؟ آنها به سمت رودخانه زندگی حرکت کرده و پای خود را در آب فرو میکنند تا ببینند آب تا چه اندازه سرد است. به محض اینکه متوجه شدند آب در حال یخ زدن است و جریانش هم بسیار قوی است، بلافاصله پای خود را از آب بیرون آورده و به خانههای گرم خود باز میگردند، تا به همه بگویند تلاششان را کردند، اما نتیجه نداد.
اما بگذارید واقعیت بازی زندگی را به شما بگویم. افرادی که برنده میشوند، دست و پا نمیزنند، به یکباره وارد آب شده و چیزی را نیمه کاره انجام نمیدهند. آنها به داخل آب سرد یخی میپرند و خود را در آن غوطه ور میکنند. در مواقع لازم خود را آرام کرده، نفسی کشیده و شروع به شنا کردن به سمت دیگر میکنند. آنها خود را متعهد میکنند که برای رسیدن به اهداف و زندگی رویاهایشان به انجام هر کاری دست بزنند. "شما باید متعهد شده و دست و پا زدن را رها کنید. این تنها راه برای تغییر زندگی شماست."
2. دانش تخصصی را پیدا کنید
یک ضرب المثل قدیمی میگوید "بر روی شانه غولها بایستید" این دقیقاً همان کاری است که باید برای رفتن به سطوح بعدی در زندگی انجام دهید.
باید بدانید که لازم نیست همه چیز را دوباره اختراع کنید. شما میتوانید به پادکستها گوش کنید و از بزرگترین ذهنهایی که تا به حال در این سیاره قدم گذاشتهاند، بیاموزید.
همچنین میتوانید دانش تخصصی در هر زمینهای که در آن کار میکنید برای سرعت بخشیدن به رشد و توسعه خود کسب کنید.
ما از اینکه دانش و تجربه را در اختیار داریم بسیار خوش شانس هستیم. اینترنت این امکان را برای ما فراهم میکند تا با یک جستجوی ساده در گوگل، دانش و اطلاعاتی مانند این وب سایتی که هم اکنون در حال خواندن آن میباشیم، پیدا کنیم. ناگهان در معرض ایدههای قدرتمندی قرار میگیرید که پتانسیل کاشت بذرهایی را در ذهنتان دارند که میتوانند زندگی شما را متحول کنند.
بنابراین سعی نکنید این راه را به تنهایی طی کنید، باید با خواندن وبلاگها، کتابها، دورههای آنلاین و غیره روی خودتان سرمایه گذاری کنید. برای رقابت در این دنیای مدرن باید آموزش خود را بسیار جدی بگیرید. سقراط درست میگفت: "تنها حکمت واقعی این است که بدانی هیچ چیز نمیدانی."
3. از تجارب و شکستهای گذشته خود استفاده کنید
هرگز فراموش نکنید که بزرگترین موفقیت شما در بزرگترین دردها، ناامیدیها و دلشکستگی هایتان خواهد بود. ممکن است برای بسیاری احمقانه به نظر برسد، اما حقیقت همین است.
به برخی از بزرگترین افرادی که تا به حال در این سیاره راه رفتهاند نگاه کن، بیشتر آنها می گویند که چیزی که جرقه همه اینها را برای آنها ایجاد کرده نوعی درد یا ضربه روحی از گذشته آنها بوده است.
گذشته شما نباید باعث ایجاد وسواس در شما شود، اما اگر به درستی هدایت شود، این قدرت را دارد که شما را در هر زمینهای که انتخاب میکنید به برتری برساند.
قدرتمندترین نیروها در ذهن انسان درد و لذت است. تبلیغ کنندگان این را به خوبی میدانند، پس گذشته خود را به طور کامل رها نکنید.
چیزی از گذشتهتان را بیابید که به شما انرژی بدهد و اجازه دهید وقتی دیگران خواب هستند این انرژی شما را به سمت عمل سوق دهد. بگذارید وقتی دیگران در حال خوشگذرانی هستند، اشتیاق لازم برای انجام کار را در اختیارتان بگذارد. با هدایت این انرژی به یک شخص راهبر تبدیل شوید تا زندگی شما را متحول کند.
4. زمانی شروع به کار کنید که کسی تماشگر شما نیست
اکثر افرادی که سعی میکنند زندگی خود را تغییر دهند شکست میخورند زیرا وقتی انگیزه اولیه آنها از بین میرود، قدرتشان تمام میشود. واقعیت این است که: وقتی مأموریت خود را برای تغییر زندگی آغاز میکنید، بسیار هیجان زده خواهید شد. شاید کتابی خوانده باشید، فیلمی ببینید یا انگیزه دیگری پیدا کرده باشید. بنابراین آنقدر هیجان زده میشوید که بیرون رفته و به دنیا می گویید که تغییر خواهید کرد.
شما آن هیجان اولیه را گرفته و اولین روز خود را شروع میکنید و سپس هفته اول میگذرد. اما به زودی، این هیجان شروع به محو شدن میکند و شما احساس میکنید انگیزه اولیه همچون روحی در شب ناپدید میشود.
بنابراین این سوالی است که باید از خود بپرسید زیرا به شما قول میدهم این اتفاق برایتان خواهد افتاد: وقتی چراغها خاموش شوند وخودتان تنها باشید، چه میخواهید بکنید؟ وقتی همه در حال خوش گذرانی اند و شما به تنهایی مشغول کار کردن هستید، چی کار میخواهید بکنید؟ میخواهید آن را به عنوان روزی که احساس تنهایی یا ناراحتی میکنید به حساب بیاورید؟
افرادی که بر این واقعیت غلبه میکنند، میدانند وقتی با سختی کار روبروشوند، این هیجان اولیه را از دست خواهند داد، بنابراین خود را برای آن آماده میکنند.
چگونه بر آن غلبه میکنند؟ همه آنها ابزارهای لازم را در دست دارند. تصاویر ذهنی (مجموعهای از تصاویر اهداف، رویاها و چیزهایی که شما را به وجد میآورند که به آن تابلوی آرزوها نیز می گویند) را طوری میسازند که مدام جلوی دید و در ذهنشان باشد. عادات روزمرهای را هر صبح انجام میدهند که به عزم آنها برای ادامه حرکت در طول روز کمک میکند.
آنها هر روز صبح و عصر اهداف خود را یادداشت میکنند و همه این کارها را انجام میدهند تا مدام به خود یادآوری کنند که چرا هدفی را دنبال میکنند. آنها همه این کارها و راههایی برای تقویت قوای ذهنی خود را به این علت انجام میدهند تا زمانی که شرایط سخت شد بتوانند به حرکت خود رو به جلو ادامه دهند.
اگر ذهن خود را به درستی آموزش دهید و از نظم و خود انضباطی برای کنترل آن استفاده کنید، ذهن شما این پتانسیل را خواهد داشت که تبدیل به یک سرباز باورنکردنی برای شما شود. اما اگر به ذهن خود این اجازه را بدهید که موقع انجام کار، بی هدف منحرف شود، شکست خواهید خورد.
5. کسی که جرات میکند، برنده میشود
احتمالاً کلمه "کسی که جرات میکند برنده میشود" را شنیدهاید. این جمله معروف شعار سرویس هوایی ویژه بریتانیا یا SAS است. این واحد عملیات ویژه نخبگان بریتانیا است. اولین باری که شعار آنها را شنیدم، متوجه شدم که افراد این گروه حقیقت برنده شدن در زندگی را با ما در میان میگذارند.
این حقیقت واقعیتی است که بسیاری از آن غافلند یا از پذیرش آن سرباز میزنند. واقعیت این است که اگر میخواهید زندگی خود را تغییر دهید یا به اهداف خود برسید، باید تمایل خروج از منطقه امن خود را داشته باشید و ریسکهای حساب شده را بپذیرید.
من نمیگویم باید کارهای بی پروا یا احمقانه انجام دهید، حرف من این است که باید وارد بخشهایی از زندگی شوید که حس راحتی را از شما میگیرند. این تنها راه رسیدن به آنچه میخواهید است.
به گفته انیشتین: "دیوانگی است که یک کار را بارها و بارها انجام دهیم و انتظار نتایج متفاوت داشته باشیم." کاملاً حق با انیشتین بود، شما نمیتوانید با انجام چندین باره کارهای تکراری انتظار تغییر زندگی خود را داشته باشید.
از منطقه امن خود خارج شوید و به یاد داشته باشید: "کسی که جرات میکند برنده میشود."
6. حرفهای شوید
یک قطعه نهایی درپازل تغییر زندگی شما وجود دارد و آن واقعیت غیرقابل بحث اینست:
" شما باید حرفهای شوید." منظوراز حرفهای بودن چیست؟ به این معنی است که شما باید تمام جنبههای رفتاری خود را تغییر دهید. باید متوسط بودن را رد کرده و برتری را در آغوش بگیرید.
اگر میخواهید رویاهای خود را به واقعیت تبدیل کنید، باید بطور عمیقی سطح خود را تغییر دهید. این بدان معناست که استانداردهای خود را در هر کاری که انجام میدهید بالا ببرید. این هسته حرفهایبودن است.
در سطح عملیتر، یک شخص حرفهای خود را با استانداردهای بسیار بالایی مدیریت میکند. یک حرفهای زندگی منظمی دارد. او برای روزها، هفتهها و ماههای خود برنامهریزی میکند. آنها پس از بیدار شدن ازخواب از خود نمیپرسند: "امروز چه کاری انجام میدهم؟" نه! یک حرفهای این گونه عمل نمیکند.
اگر میخواهید بدانید یک حرفهای چگونه رفتار میکند، به برخی از بزرگترین ورزشکاران حرفهای نگاه کنید. مایکل جردن، کوبی و تام بردی، این ورزشکاران نه تنها در زمین بازی بلکه خارج از آن نیز هم در حال رقابت بودند.
وقتی در حال بازی یا تمرین نبودند، ورزشهای دیگر را مطالعه میکردند تا در بازی خودشان بهتر شوند. آنها هر کاری برای پیشی گرفتن از حریفان خود انجام میدادند. وقتی دیگران در خواب بودند، آنها در حال زحمت کشیدن بودند، وقتی دیگران در حال خوشگذرانی بودند، آنها در جستوجوی راههای جدیدی برای برندهشدن بودند. این قضیه ممکن است افراطی به نظر برسد، اما تنها چیزی است که برای عالی شدن و متحول کردن زندگی شما لازم است.
پس چگونه روند حرفهای شدن در بازی زندگی را شروع میکنید؟ بسیاری از شما که این مطلب میخوانید ممکن است منتظر پاسخ بسیار پیچیدهای باشید، اما اینطور نیست. راه حل این مسئله بسیار ساده و در عین حال بسیار مهم است:
باید بدانید با هر تصمیمی که میگیرید، در حال رقابت هستید. این تصمیمات سرنوشت شما را رقم می زند. اقدامات کوچک روزانهای که آنها را انجام میدهید و یا حتی انجام نمیدهید، بزرگترین تفاوت را در دراز مدت ایجاد میکنند.
بیایید به چند نمونه از انتخابهای روزانهای که میتوانند منجر به موفقیت یا شکست شما شوند نگاهی بیاندازیم:
آیا امشب باید به آن مهمانی بروم؟
آیا این پیتزا را بخورم؟
آیا باید یک ساعت دیگر بخوابم؟
آیا باید بدوم؟
آیا امشب باید نوشابه بنوشم؟
آیا امروز باید چند تماس کاری برای فروش برقرار کنم؟
آیا باید آن مقاله را بنویسم؟
آیا باید این آخر هفته را تعطیل کنم؟
آیا امروز را باید استراحت کنم؟
بنظر میرسد که اینها فقط سؤالات عادی روزمره هستند که در ذهن شما میگذرد. اما واقعیت این است که این انتخابهای کوچک روزانه و به ظاهر بیاهمیت در حال شکل دادن به شما هستند.
7. خود انضباطی + برتری
به خاطر داشته باشید اقداماتی که به طور مداوم انجام میدهید، آینده شما و شخصی که به آن تبدیل خواهید شد را شکل میدهند و این ما را به حرفهایبودن بازمی گرداند. یک شخص حرفهای به طور مداوم انتخابهای درست را در مدت زمان طولانی انجام میدهد.
مطمئناً آنها هم دچار اشتباه میشوند، اما اکثر اوقات، توسط خود انضباطی آهنین خود هدایت میشوند. این خود انضباطی فرهنگ برتری در زندگی آنهاست. این فرهنگ با آگاهی از انجام درست کارهای کوچک و حفظ مداوم استانداردهای بالاتر از آنچه که هر کسی ممکن است انتظار داشته باشد، ایجاد میشود.
یک شخص حرفهای از آن دست افرادی است که وقتی اوضاع بد است همه میدانند حتی اگر در صحنه حضور نداشته باشد هم حضورش حس میشود و هر کاری که باید انجام شود را انجام میدهد. این طرز فکر حرفهای بودن در زندگی است.
اگر بتوانید از خودتان یک حرفهای بسازید، زندگی خود را تغییر خواهید داد. دگرگونی در زندگی اجتناب ناپذیر است زیرا نیروی بسیار قدرتمندی وجود دارد که این جهان را کنترل میکند و به آن علت و معلول می گویند.
هنگامی که علت و معلول را در آغوش بگیرید، متوقف کردن شما بسیار سخت میشود. به محض اینکه علت دنیای خود شوید، معلول آن اجتناب ناپذیر خواهد شد.
حال باید از خود بپرسید: قرار است چه کار کنید؟ آیا میخواهید حد وسط را بپذیرید یا به سمت تعالی و برتری قدم بردارید؟ انتخاب با شماست!
نتیجه گیری
اکنون میدانید که چگونه زندگی خود را تغییر دهید. تنها کاری که باید انجام دهید این است که این دستورالعملها را دنبال کنید. به یاد داشته باشید، تغییر زندگی شما فرآیندی است که انجام آن به زمان نیاز دارد، اما تصمیم برای به حرکت درآوردن این فرآیند میتواند در یک ثانیه اتفاق بیفتد.
بنابراین یک تصمیم بگیرید، دفترچهای بردارید و بنویسید که میخواهید با زندگی خود چه کنید، سپس برخیزید و شروع به اقدام برایشان بکنید. به همین سادگی! همین امروز شروع کن!